تاريخ : شنبه ۱۳۹۱/۱۰/۱۶ | 0:0 | نویسنده : غضنفر ابراهیمی |
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۳۰ | 20:58 | نویسنده : غضنفر ابراهیمی |

فقط يك عكس ميماند؛ فقط يك ياد ميماند؛ ز بودن ها فقط يك عشق ميماند.
ز هر گم گشته اى يا نام نيكويى...
فقط يك روز ميبينى كه او رفته، به جز يك شاخه گل،از وى نشانى نيست. فقط بر روى قالى جاى پايش را تو ميبينى، فقط بر روى كاغذ نقش خطش را تو ميخوانى. به هر جا بنگری او را نمی يابى، به جز يك عكس يا يك نام، ز گم گشته ات ديگر نشانى نيست...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شام را باید سبک خورد؛
ولی نه به سبکی دو عدد کوکو سبزی و سه نان لواش سلف دانشگاه!!!
بعد انتظار دارند دانشجو درس هم بخواند آنهم با شکم گرسنه!!!

 

پ.ن:شاید بعد از این زیاد نتونم بیام نت و وبلاگم رو به روز کنم،البته گفتم شاید!!!همه چیز بستگی به وضعیت درسای این ترمم و دعای شما خوبان داره،ترم قبل نتایج کاملا رضایتبخش بود،حداقل برای خودم اینطور بود،این ترم رو هم چون بیشتر اوقات خوابگاه دانشجویی هستم احتمالا زیاد فرصت نت اومدن نداشته باشم ولی در هر فرصت مقتضی حتما وبلاگ را به روز می کنم و به دوستان همیشه خوبم سر خواهم زد...در پناه حق؛شاد و پیروز باشید...



تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۸ | 0:4 | نویسنده : غضنفر ابراهیمی |


بازار سرمايه طي سال هاي آينده احتمالا از انحصار مردان خارج خواهد شد

 

 

     

 

      مطالعات علمي نشان مي‏دهند که بازده سرمايه گذاري زنان از مردان بيشتر است هر چند که توجيه دقيقي براي اين پديده وجود ندارد.

      به گزارش خبرگزاري خبرآنلاين، اگر در موتورهاي جستجوگر اينترنتي به دنبال فهرستي از موفق ترين سرمايه گذاران جهان بگرديد، با فهرستي مواجه خواهيد شد که قطعا نام هايي همچون وارن بافت و جورج سوروس در ميان آن ها وجود دارند و البته نام هيچ زني نيز در آن فهرست به چشم نمي‏ خورد. بنابراين شايد طبيعي باشد که برخي نتيجه گيري کنند که مردان، در مقايسه با زنان، سرمايه گذاران بهتري هستند اما مطالعه دقيق تر بازارهاي مالي نتيجه اي معکوس را به همراه دارد. نتايج يک تحقيق که توسط موسسه روثستاين کاس (Rothstein Kass) انجام شده نشان مي‏دهد بازده سرمايه صندوق‏هاي سرمايه گذاري که توسط زنان مديريت مي‏ شوند در سال 2013 (تا ماه نوامبر سال 2013) معادل 9.8 درصد بوده در حالي که ميانگين بازده سرمايه گذاري صندوق هاي سرمايه گذاري در مدت زمان مشابه تنها 6.13 درصد بوده است. هفته نامه اکونوميست مي‏ نويسد که پيش از اين نيز بررسي هايي صورت گرفته در بازارهاي مالي از موفقيت بيشتر آن دسته از صندوق هاي سرمايه گذاري حکايت داشته اند که مديريت آن ها بر عهده زنان بوده است. اما چرا بررسي عملکرد صندوق هاي سرمايه گذاري به چنين نتيجه اي منجر مي‏ شود؟ برخي اعتقاد دارند که زنان در مقايسه با مردان ريسک پذيري کمتري دارند و به اصطلاح ريسک گريز هستند و به همين خاطر بازده سرمايه گذاري آن ها بيشتر است اما اگر چنين ادعايي صحت داشته باشد، بايد عملکرد آن دسته از صندوق هاي سرمايه گذاري که مديريت آن ها بر عهده مردان است در سال هايي که سهام پرريسک بازده مناسبي دارند، بيشتر باشد و در سال هايي که سهام پرريسک در مقايسه با سهام کم ريسک بازده نااميد کننده اي دارند، صندوق هاي سرمايه گذاري تحت مديريت زنان عملکرد خيره کننده اي داشته باشند اما هفته نامه اکونوميست مي‏نويسد که بررسي عملکرد صندوق هاي سرمايه گذاري در دوره هاي مختلف چنين ادعايي را تاييد نمي‏کند. دليل ديگري که براي عملکرد بهتر زنان در بازار سرمايه ذکر مي‏شود اين است که زنان معمولا مديريت صندوق هاي سرمايه گذاري کوچک تر را در اختيار دارند و صندوق هاي کوچک تر به طور کلي بازده بيشتري دارند. همچنين برخي ادعا مي‏کنند از آنجا که زنان ريسک پذيري کمتري دارند، در طول سال تعداد معاملات کمتري را انجام مي‏دهند و سود بيشتر صندوق هاي سرمايه گذاري تحت مديريت آن ها در واقع از هزينه تراکنش کمتر ناشي مي‏شود و نه از سود سهام بيشتر.

      بدون در نظر گرفتن اينکه دليل عملکرد بهتر زنان در بازار سرمايه چيست، مي‏ توان گفت که نتايج بررسي هاي اخير به تغيير نگرش فعالان بازار نسبت به زنان منجر شده است. زماني بازارهاي مالي از جمله بازار مالي لندن محيط هايي کاملا مردانه بودند اما اکنون تعداد زنان فعال در اين بازار رو به افزايش است تا جايي که شايد طي دهه هاي آينده، فهرست موفق ترين سرمايه گذاران جهان از انحصار مردان خارج شود.

 

منبع:شورکا

صفحه فیسبوک من:https://www.facebook.com/ghazanfar.ebrahimi



تاريخ : شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۹ | 12:54 | نویسنده : غضنفر ابراهیمی |

امید به صلح، میلیون‌ها افغان‌ها را روانه ایران کرد. اما مهمان نوازی اولیه از بین رفته و تبعیض و استثمار به جزئی از زندگی روزمره افغان های مقیم ایران تبدیل شده است. هم اکنون دولت ایران از آنها می‌خواهد این کشور را برای همیشه ترک کنند.
در اتوبوس، سکوت حکمفرماست. هراز گاهی یکی از مسافران از پشت پرده‌های کشیده شده به بیرون نگاه کرده و سعی در تشخیص منطقه دارد تا بتواند برآورد کند چه مدت این سفر طول خواهد کشید. مقصد نهایی مرز ایران و افغانستان است، جایی که پلیس امنیتی ایران این مسافران را به دست گارد مرزی افغانستان خواهد سپرد. این اتوبوس، یکی از اتوبوس‌های بیشماری است که مهاجرین افغان را به خارج از کشور می‌برند. روند اخراج افغان ها آنچنان عادی شده است که در برخی موارد رانندگان اتوبوس‌ها در صورت داشتن صندلی خالی، تعدادی از گردشگران خارجی را به منظور کسب درآمد بیشتر نیز سوار می‌کنند.
کشور برادر و شیعه
افغان‌های ساکن ایران، دومین گروه پناهندگان در سراسر جهان به شمار می‌روند. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) اعلام کرده حدود 840 هزار افغانی در اکتبر 2011 میلادی به طور رسمی در ایران ساکن هستند، اما بر اساس گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر (HRW) در ماه نوامبر، شمار افغان هایی که به طور غیر قانونی در ایران حضور دارند بین 4/1 تا 2 میلیون نفر برآورد می شود.
در مقایسه با پناهندگان رسمی، آنها اجازه اقامت معتبر یا اجازه کار ندارند. با وجود این، آنها بخش عمده نیروی کار صنعت ساختمان سازی ایران را تشکیل می‌دهند. آنها به عنوان کارگر در شهرهای بزرگ سخت‌ترین کارها را انجام داده و اغلب در بدترین شرایط ممکن کاری بیش از ده ساعت در روز کار می‌کنند. بسیاری از آنها افراد جوانی هستند که از خانواده های خود جداشده و به امید آینده‌ای بهتر به این کشور همسایه نقل مکان کرده‌اند. از آنجا که اکثر مهاجران متعلق به گروه قومی هزاره هستند، با ایرانی‌ها در زبان فارسی و عقیده شیعی خود مشترک هستند.
هنگامی که برای اولین بار پناهندگان در سال 1979 میلادی و در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی، از مرزها عبور کردند، جمهوری اسلامی همه کسانی را که تلاش می‌کردند تا از رژیم کمونیستی بی‌خدا فرار کنند، با آغوش باز می‌پذیرفت. تا اوایل دهه نود میلادی، بیش از سه میلیون پناهنده به این کشور سرازیر شدند. موج جدید مهاجرت، در سال 1996 میلادی و با فتح کابل به دست ملا عمر و طالبان آغاز شد. با وجود ماهیت رژیم سرکوبگر مذهبی ایران، این کشور برای بسیاری از افغان‌ها یک مکان امن و صلح‌آمیز بوده که در آن یک زندگی مستقل امکان‌پذیر است.
با این حال، گرچه نیروی کار ارزان افغانی به بخش مهم و ضروری از اقتصاد ایران تبدیل شد، هم اکنون وضعیت مهاجران غیرقانونی رو به وخامت گذاشته است. روابط آنها با مردم ایران به طور فزاینده‌ای بد شد و در نهایت، در دوره ریاست جمهوری احمدی‌نژاد به بدترین وضعیت ممکن رسید. از آنجا که دولت رسما نگران امنیت کشور بود، مهاجران دیگر اجازه امضای اجاره‌نامه و یا ترک شهر محل اقامت خود را نداشتند.
شهروندان درجه دوم
افرادی که در این شرایط زندگی کرده‌اند، می‌گویند برای کسانی که اوراق شناسایی نداشته و یا مدارکشان توسط نیروهای امنیتی ایرانی مصادره شده، خرید حتی یک تلفن همراه یا خودرو ناممکن است. ورود خارجی‌ها، و مخصوصا افغان‌ها، به 28 استان از مجموع 31 استان این کشور تا حدی یا کاملا ممنوع شده، و ورود آنها به پارک‌های مختلف در شهرستان‌های بزرگی مانند اصفهان، رسما ممنوع اعلام شده است.
در حالی که UNHCR با افتخار اعلام کرد، مهاجرین رسمی افغان امکان استفاده از آموزش و پرورش و مراقبت‌های بهداشتی ایران دارند، به نظر می‌رسد در خارج از ایران تنها تعداد اندکی متوجه می‌شوند دولت چگونه سعی دار از دسترسی مهاجران افغان به این خدمات جلوگیری کند. در سال 2012 میلادی ، خبرگزاری نیمه رسمی مهر فهرستی از رشته‌های تحصیلی ممنوعه برای افغان ‌تبارها را منتشر کرد. دلیل این کار آن بود که با تحصیل در رشته‌هایی مانند فیزیک اتمی یا مهندسی هسته‌ای و شیمیایی، به صورت خودبه خود تعهدی برای اشتغال آنها در ایران به وجود می‌آید، و دولت ایران قصد استخدام افغان‌ها برای تصدی این مشاغل را ندارد.
همچنین در زمینه حقوق مدنی و شهروندی نیز افغان‌ها با تبعیض بسیاری مواجه هستند. ازدواج بین ایرانیان و افغان‌ها به رسمیت شناخته نمی‌شود و بر اساس قوانین ایران فرزندان آنها دارای تابعیت ایران نیستند. بنابراین، دسترسی نسل دوم مهاجرین افغان به مدارس دولتی ناممکن است. به گفته نمایندگان مهاجران افغان، در ایران تخمین زده می‌شود که هر سال بیش از 400 هزار کودک از تحصیل محروم می‌شوند.
با این حال، تبعیض علیه افغان‌ها فقط به نهادهای دولتی محدود نمی‌شود، بلکه بسیاری از ایرانیان نیز چنین رفتاری دارند. زنان قوم هزاره که به دلیل ویژگی‌های صورت خود به راحتی قابل تشخیص هستند، از آزار و اذیت در خیابان‌ها گزارش می‌دهند. مردان افغان عاملین اصلی افزایش جرم و جنایت و پخش مواد مخدر معرفی می‌شوند. در فرهنگ ایران، واژه "افغانی" اصطلاح و ناسزای رایجی است که معنی رفتار وحشیانه و بدوی می دهد.
به گفته برنارد دویل، نماینده کمیساریای عالی پناهندگان، وضعیت بد اقتصادی ایران نیز تاثیری منفی بر وضعیت مهاجران افغان داشته است. از یک طرف آنها مانند دیگر مردم از افزایش قیمت مواد غذایی و کمبود دارو رنج می‌برند، از سوی دیگر، به گفته برخی از آنان، با سرزنش‌ها و اتهامات ایرانیان دارای تحصیلات اندک، مبنی بر این که افغان‌ها با وجود افزایش بیکاری، بیشتر مشاغل را اشغال کرده‌اند، روبرو هستند. استفاده از افغان‌ها به عنوان سپر بلای این مخمصه یکی از روش‌های مبارزه انتخاباتی احمدی‌نژاد، رئیس جمهور سابق بود که در سال 2007 آغاز شد و در سال 2012 میلادی شدت یافت. این شیوه همچنین اخراج تعداد زیادی از افغان‌های ساکن ایران را تسهیل کرده است.
در بهار سال 2012 میلادی دفتر سازما ملل مسئول هماهنگی کمک‌های بشردوستانه، عزیمت بیش از 44 اتوبوس که مهاجران افغانی را در مرز ایران و افغانستان پیاده کردند به ثبت رساند. بر اساس برآوردهای سازمان دیده‌بان حقوق بشر، این تعداد اتوبوس به معنی اخراج حدود 700 مهاجر افغان در روز است، یعنی افزایش 30 درصدی در مقایسه با سال 2011 میلادی .به گفته اخراج شدگان، آنها پیش از اخراج به مدت یک هفته در شرایط غیر انسانی در زندان به سر برده و خشونت و تحقیر را تجربه کرده اند. افزون بر این، تمام اموال آنها توسط مقامات ایرانی مصادره شد، به طوری که آنها با دست خالی به افغانستان بازگشتند.
به علت شرایط دشوار زندگی و ترس از دستگیری، هزاران افغان هم اکنون به طور داوطلبانه به میهن بی‌ثبات خود باز می‌گردند. برخلاف پناهندگان رسمی که بودجه‌ای برای عودت و استقرار مجدد آنها در افغانستان توسط کمیساریای عالی پناهندگان فراهم شده و از سوی وزارت امور خارجه سویس پشتیبانی می‌شود، این افغان‌ها (اخراج شدگان) اغلب به حال خود رها شده‌اند.
اما دلیل اخراج مهاجران افغان فقط نگرانی از نبود شغل و افزایش بیکاری نیست. بیش از هرچیز، محاسبات سیاسی ایران سیاست های پناهندگی این کشور را تعیین می‌کند. به عنوان مثال، در ماه مه 2012، دولت ایران تهدید کرد چنانچه افغانستان توافق نامه همکاری راهبردی با آمریکا را امضا کند، همه افغان‌های ساکن این کشور را اخراج خواهد کرد. ایران این سخن را با این نیت به زبان آورد که اخراج‌های دسته جمعی نه فقط چالش‌های داخلی زیادی برای دولت افغانستان به وجود خواهد آورد، بلکه به از دست دادن بخش عظیمی از درآمد این کشور منجر خواهد شد. بر اساس برآوردهای انجام شده، افغان‌ها در ایران سالانه معادل بیش از 500 میلیون دلار برای خانواده‌های خود می فرستند.
هیچ تغییر وضعیتی در دوران [آقای] روحانی صورت نخواهد گرفت
همان طور که جامعه بین المللی امیدوار بود با پایان دوران احمدی‌نژاد سرسخت و پیروزی روحانی میانه‌رو، سیاست‌های ایران در برخورد با مهاجران افغان تغییر کند، این روحانی عمل گرا مدت کوتاهی پس از پیروزی در انتخابات وعده عادی‌سازی روابط با همسایگان ایران را داده بود. اما مدت کوتاهی پس از به قدرت رسیدن [آقای] روحانی، خبرگزاری مهر گزارش داد همه افغان‌های غیرقانونی باید تا 6 سپتامبر 2013 این کشور را ترک کنند. سازمان‌های حقوق بشر اعلام کردند با توجه به وضعیت امنیتی در افغانستان و عدم روند پناهندگی عادلانه، این اخراج‌های جمعی بر خلاف قوانین بین‌المللی هستند.

دولت افغانستان نیز از این خبر خوشحال نشد و هیئتی به تهران فرستاد تا درخواست نماید این روند به تعویق افتد. اگر چه این هیئت موفق نشد هیچ تضمینی از دولت ایران بگیرد، مهلت خروج افغان‌ها بدون هیچ گونه عواقبی گذشت. دلایل این کار معلوم نیست، اما با این حال، به نظر می رسد که دولت ایران حتی در دوران ریاست جمهوری [آقای] روحانی، افغان‌ها را بازیچه‌ای در سیاست منطقه‌ای خود ساخته است.

شماره مقاله: 105443                                                       

مترجم: عطیه خرّم
عنوان اصلى: Keine Spur von islamischer Solidarität
ترجمه عنوان: هیچ نشانی از همبستگی اسلامی نیست
منبع (به فارسى): نوی زوریشر سایتونگ                           

تاریخ نشر: 1 فوریه 2014
محل نشر: سوئیس زبان: آلمانی
نویسنده (به زبان اصلى و فارسى): کارول هلبلینگ Carole Helbling

Keine Spur von islamischer Solidarität
In der Hoffnung auf Frieden zog es Millionen von Afghanen nach Iran. Doch die anfängliche Gastfreundschaft ist verflogen, Diskriminierung und Ausbeutung prägen ihren Alltag. Nun will die iranische Regierung, dass sie das Land definitiv verlassen.
Im Bus ist es totenstill. Ab und zu wagt ein Insasse einen Blick durch die zugezogenen Vorhänge und versucht anhand der Umgebung abzuschätzen, wie lange die Fahrt noch dauern wird. Das Ziel ist die iranisch-afghanische Grenze, wo die iranische Sicherheitspolizei die Passagiere der afghanischen Grenzwache übergeben wird. Es ist einer der unzähligen Busse, die afghanische Migranten ausser Landes bringen. Die Ausschaffungen sind mittlerweile so normal, dass die Chauffeure der Busse bei freien Plätzen sogar ausländische Touristen zusteigen lassen, um sich einen kleinen Zustupf zu verdienen.
Schiitisches Bruderland
Afghanen in Iran stellen die zweitgrösste Flüchtlingsgruppe weltweit. Das Uno-Hochkommissariat für Flüchtlinge (UNHCR) hat im Oktober 2011 rund 840 000 Personen registriert, laut einem im November erschienenen Bericht der Menschenrechtsorganisation Human Right Watch (HRW) halten sich zudem weitere 1,4 bis 2 Millionen Afghanen illegal im Land auf.
Im Vergleich zu den offiziell registrierten Flüchtlingen besitzen sie weder eine gültige Aufenthaltsgenehmigung noch eine Arbeitserlaubnis. Dennoch prägen sie das Bild auf den iranischen Baustellen. Als Taglöhner verrichten sie in den Grossstädten Schwerstarbeit, oftmals mehr als zehn Stunden pro Tag, unter härtesten, zum Teil lebensgefährlichen Bedingungen. Viele von ihnen sind Jugendliche, die von ihren Familien weggezogen sind ins Nachbarland in der Hoffnung auf eine bessere Zukunft. Da die Mehrheit der Migranten der Volksgruppe der Hazara angehört, verbindet sie mit den Iranern nicht nur die gemeinsame Sprache Farsi, sondern auch ihr schiitischer Glaube.
Als die ersten Flüchtlinge während der sowjetischen Besetzung Afghanistans 1979 die Grenzen überquerten, empfing die Islamische Republik noch alle, die dem gottlosen kommunistischen Regime zu entfliehen versuchten, mit offenen Armen. Bis Anfang der neunziger Jahre strömten über drei Millionen Flüchtlinge ins Land. Eine neue Migrationswelle lösten schliesslich Mullah Omar und seine Taliban aus, die 1996 Kabul eroberten. Trotz dem repressiven Charakter des theokratischen Regimes stellte Iran für viele Afghanen einen Ort des Friedens dar, wo ein selbständiges Leben möglich war.
Doch obwohl die billigen afghanischen Arbeitskräfte bald schon zu einem wichtigen und unentbehrlichen Pfeiler der iranischen Wirtschaft wurden, verschlechterte sich die Situation der illegal Anwesenden. Auch die Beziehungen zur iranischen Bevölkerung wurden zunehmend gespannt und erreichten schliesslich unter Ahmadinejads Präsidentschaft den bisherigen Tiefpunkt. Weil die Regierung offiziell um die Sicherheit im eigenen Land fürchtete, wurde es Migranten verboten, Mietverträge zu unterschreiben oder ihre Stadt zu verlassen.
Menschen zweiter Klasse
Für jene, die keine Personalpapiere besassen oder denen iranische Sicherheitskräfte sie abgenommen hatten, sei auch der Kauf eines Mobiltelefons oder eines Autos zu einem Ding der Unmöglichkeit geworden, berichten Betroffene. Zudem wurde allen Ausländern – dies betrifft in erster Linie Afghanen – der Zugang zu 28 von insgesamt 31 Provinzen Irans teilweise oder vollständig untersagt, und auch für Pärke in grossen Städten wie Isfahan wurden offizielle Zutrittsverbote eingeführt.
Während das UNHCR stolz verkündete, wie es den offiziell registrierten afghanischen Flüchtlingen in Iran Bildung und eine Gesundheitsversorgung ermöglichte, schienen nur wenige ausserhalb Irans zu bemerken, wie die Regierung die restlichen Migranten von ebendiesen Dienstleistungen auszuschliessen versuchte. Mitte 2012 veröffentlichte die halbstaatliche Nachrichtenagentur Mehr eine Liste von Studiengängen, die per sofort für Personen afghanischer Abstammung unzugänglich waren. Grund dafür war, dass mit einem Abschluss in Bereichen wie Atomphysik oder Nuklear- und Chemietechnik eine Verpflichtung zur Anstellung in Iran einhergeht, die Irans Regierung den Afghanen keinesfalls gewähren wollte.
Auch im zivilrechtlichen Bereich sind Afghanen von enormen Diskriminierungen betroffen. Ehen zwischen Iranern und Afghanen werden nicht anerkannt, und ihre Kinder erhalten entsprechend dem iranischen Gesetz keine iranische Staatsbürgerschaft. Deshalb bleibt auch der zweiten Generation der Zugang zur staatlichen Schule verwehrt. Laut Vertretern der afghanischen Flüchtlinge in Iran werden so schätzungsweise jährlich über 400 000 Kinder vom Unterricht ausgeschlossen.
Die Diskriminierung der Afghanen beschränkt sich jedoch nicht auf staatliche Institutionen, sondern wurde mittlerweile von vielen Iranern übernommen. Hazara-Frauen, die aufgrund ihrer Gesichtszüge gut erkennbar sind, berichten von Belästigungen auf der Strasse. Männliche Afghanen werden gerne für die Zunahme der Kriminalität und die Verbreitung von Drogen verantwortlich gemacht. Im iranischen Vokabular hat sich mittlerweile «Afghani» als gängiges Schimpfwort für etwas Wildes und Primitives durchgesetzt.
Laut Bernhard Doyle vom UNHCR wirkt sich auch die schlechte Wirtschaftslage in Iran nachteilig auf die Situation der afghanischen Migranten aus. Einerseits leiden sie wie die Einheimischen unter den steigenden Lebensmittelpreisen und der Medikamentenknappheit, andererseits nehmen laut Betroffenen die Vorwürfe von Iranern mit niedriger Berufsbildung zu, die Afghanen würden ihnen in Zeiten steigender Arbeitslosigkeit wichtige Arbeitsplätze wegnehmen. Die Afghanen als Sündenböcke für die missliche Lage zu präsentieren, war das Ziel einer Kampagne, die vom früheren Präsidenten Ahmadinejad bereits 2007 lanciert und ab 2012 intensiviert wurde. Diese sah zudem vor, Afghanen, die sich illegal in Iran aufhielten, in grosser Zahl auszuweisen.
Im Laufe der Realisierung dieses Vorhabens zählte das Uno-Koordinationsbüro für humanitäre Hilfe im Frühling 2012 an einem Tag über 44 Busse, die Migranten an einem iranisch-afghanischen Grenzübergang den dortigen Behörden übergaben. Laut Schätzungen von HRW entspricht die Ausweisung dieser rund 700 afghanischen Migranten pro Tag einer Zunahme von über 30 Prozent im Vergleich zum Jahr 2011. Betroffene berichteten der Menschenrechtsorganisation, der Ausschaffung gingen wochenlange Gefängnisaufenthalte unter unmenschlichen Umständen voraus, geprägt von Gewalt und Erniedrigung. Zudem sei ihr gesamtes Eigentum von den iranischen Behörden konfisziert worden, so dass sie Afghanistan mit leeren Händen erreichten.
Als Folge der schwierigen Lebensumstände und aus Angst vor einer Verhaftung sind bereits Tausende von Afghanen freiwillig in ihre instabile Heimat zurückgekehrt. Im Gegensatz zu den offiziellen Flüchtlingen, deren Repatriierung und Wiedereingliederung in Afghanistan vom UNHCR gefördert und auch vom Schweizer Departement für auswärtige Angelegenheiten unterstützt wird, sind die ausgewiesenen Afghanen meistens sich selbst überlassen.
Doch hinter der Ausweisung von afghanischen Migranten stehen nicht nur Überlegungen zu Arbeitsplätzen. Vor allem bestimmt aussenpolitisches Kalkül die Flüchtlingspolitik Irans. So drohte beispielsweise im Mai 2012 die iranische Regierung, alle Afghanen des Landes zu verweisen, sollte Afghanistan das Abkommen über strategische Zusammenarbeit mit den Vereinigten Staaten unterzeichnen. Sie tat dies wohl im Wissen, dass die Massenausweisung die afghanische Regierung nicht nur vor eine innenpolitische Herausforderung stellen, sondern auch zu einem enormen Einkommensverlust des Landes führen würde. Laut Schätzungen überweisen Afghanen in Iran jährlich umgerechnet über 500 Millionen Dollar an ihre zurückgebliebenen Familien.
Keine Wende unter Rohani
Wie die internationale Gemeinschaft erhofften sich auch die afghanischen Migranten in Iran durch den Abgang des Hardliners Ahmadinejad und den Sieg des moderaten Rohani einen Politikwechsel, hatte der pragmatische Geistliche doch bereits kurz nach seiner Wahl eine Normalisierung der Beziehungen zu Irans Nachbarstaaten versprochen. Doch bereits kurz nach Rohanis Amtsantritt vermeldete die Nachrichtenagentur Mehr, dass alle nichtregistrierten Afghanen bis zum 6. September 2013 das Land verlassen müssten. In Anbetracht der Sicherheitslage in Afghanistan und des Fehlens eines fairen Asylprozesses verstiessen diese Massenausweisungen gegen internationales Recht, erklärten Menschenrechtsorganisationen.
Auch die afghanische Regierung war wenig erfreut über die Nachricht und entsandte eine Delegation nach Teheran, die einen Aufschub verlangen sollte. Obwohl sie der iranischen Führung keine Zusicherung entlocken konnte, verstrich die Frist ohne weitere Konsequenzen. Die Hintergründe dafür sind unklar, es zeichnet sich jedoch ab, dass Iran auch unter Präsident Rohani die afghanischen Flüchtlinge zum Spielball seiner Nachbarschaftspolitik macht

منبع:اخبار مهاجرین

 


تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۷ | 23:33 | نویسنده : غضنفر ابراهیمی |
همان طور که می دانید ؛ در حال حاضر اکثر کامپیوتر های جدید و بروز از فناوری جدید پورتUSB 3.0 بهره می برند.دیری نگذشت که پورت USB 3.0 فراگیر شد و در حال حاضر تعداد افرادی که کامپیوترشان مجهز به پورت USB 3.0 است در حال افزایش می باشد.سوالی که همیشه در ذهن کاربران مطرح بوده ؛ این است که میان پورت USB 3.0 و پورت USB 2.0 چه تفاوت هایی وجود دارد ؟! آیا این تفاوت ها محسوس و قابل لمس هستند ؟!



      به گزارش سافت‌گذر به نقل از برترین ها؛ بدون شک آن چه عیان و واضح است این است که ؛ ما در دریافت و ارسال اطلاعات در پورت USB 3.0 سرعت بالاتری را خواهیم داشت.اما اگر بخواهیم از یک پورت USB 3.0 در پورت های پورت USB 2.0 کامپیوترمان استفاده کنیم چه ؟! آیا باز هم سرعت بالا را تجربه خواهیم کرد ؟! در پاسخ به این سوال باید بگویم که خیر !درست است که پورت USB 3.0 با پورت USB 2.0 سازگار می باشد اما در این انتقال شما عملا هیچ افزایش سرعتی را لمس نخواهید کرد.

      شاید بد نباشد ابتدا کمی در رابطه با USB برایتان بگویم.به طور کل USB یک استاندارد تعریف شده است و جهت برقراری ارتباط با پورت USB بیش ترین حد سرعت سیگنالینگ را تعریف می نماید.در حقیقت ؛ این استاندارد ماکسیموم سرعت انتقال اطلاعات از طریق یک پورت USB را تعریف می نماید.در استاندارد USB 2.0 ؛ نرخ سیگنالیک ( یا سرعت سیگنالیک ) تنها ۴۸۰ مگابایت در ثانیه است ؛ اما ما در USB 3.0 شاهد نرخ سیگنالیک ( یا سرعت سیگنالیک ) ۵ گیگابایت در ثانیه هستیم ! و این عملا یعنی این که USB 3.0 ده برابر از USB 2.0 سریع تر می باشد !

      حال از کجا بفهمیم که دستگاه یا کامپیوتر ما دارای پورتUSB 3.0 است ؟! خوشبختانه شناسایی پورت USB 3.0 از پورت USB 2.0 به آسانی آب خوردن است و نیاز به فرآیند پیچده ای ندارد ! کافیست نگاهی به پورت یو اس بی داشته باشد ؛ چرا که غالبا پورت USB 3.0 به رنگ آبی می باشند. (همانند تصویر ذیل )



      در چند سطر بالاتر اذعان شد که USB 3.0 ده برابر از USB 2.0 سریع تر می باشد ! اما آیا این مقدار واقعی است ؟! یا فقط یک تئوری می باشد برای خالی کردن جیب من و شما جهت تهیه USB 3.0 ؟! برای یافتن حقیقت باید بررسی های خود را بر روی سرعت واقعی انتقال اطلاعات انجام دهیم.بدون شک نمی شود در این بین ؛ نقش حیاتی ر را فراموش کرد .بیایید تا نگاهی به بنچ مارک منتشر شده در سال ۲۰۱۳ میلادی بیندازیم.بر طبق آخرین تست های انجام شده سخت افزاری در رابطه با این موضوع ؛ متوجه می شویم که سرعت نوشتن اطلاعات بر روی USB 2.0 در حدود ۷٫۹ مگابایت تا ۹٫۵ مگابایت است ! و سرعت نوشتن اطلاعات بر روی USB 3.0 معادل ۱۱٫۴ مگابایت و حتی بیشتر از ۲۸۶٫۲ مگابایت در ثانیه بوده است !



      جالب تر این است که ؛ ضعیف ترین و بد ترین USB 3.0 هم USB 2.0 را شکست می دهد و یک سرو گردن از آن بالا تر است ! در بهترین حالت نیز ؛ سرعت USB 3.0 بیست و هشت برابر سرعت USB 2.0 بود.حتما ضرب المثل هر چه قدر پول بدهید آش می خورید را شنیده اید ! در این جا نیز این ضرب المثل کاملا صادق است ! درایو های ارزان قیمت و بی کیفیت به طبع سرعت جالبی هم ندارند و مسلما درایو های باکیفیت تر و گران قیمت تر سرعت بالاتری را دارا خواهند بود.چرا ؟! زیرا سرعت بالای آن ها به این دلیل است که ؛ به جای وجود یک کانال روی فلش مموری ها ؛ چهار کانال روی فلش مموری ها تعبیه گشته است.

      البته باور بفرمایید که در تصمیم گیری برای خرید USB 3.0 یا خرید USB 2.0 جیب مبارک نیز کاملا تاثیر گذار است ! چرا که امروزه USB 2.0 با کیفیت ساخت بسیار بالا از USB 3.0 های بی کیفیت و ارزان قیمت نیز ؛ قیمت پایین تری دارند.
 


تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۷ | 12:1 | نویسنده : غضنفر ابراهیمی |

دیگـر دعـای ریش سفـیدان اثر نکرد

چون خشکسالی از دل مردم گذر نکرد

شاید زمین مسجد بیچاره غصبی است

حتی نمـــاز خواهــش باران ثمر نکرد

هر شب دو برّه از رَمه ها کسر می شود

کابوسِ گرگ هم شب ما را سحر نکرد

چوپان روســتا به اهــالی دروغ گفت

اصــلاً خیــال گرگ به گلّــه نظر نکرد

جای تأسف است که دیگر در این دیار

دهقان برای حفظِ زمین ها خطر نکرد

دیگــر به هیـچ وجه تعـجب نمی کنم

بـودای پا شکـســته بلندی اگر نکرد

با بچه های قریه ی مان شرط بسته ایم

بازنده هر کسی است که از ده سفر نکرد

 

شاعر:عارف حسینی



تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۵ | 22:23 | نویسنده : غضنفر ابراهیمی |
جوانی می خواست زن بگیرد، به پیر زنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند.

پيرزن به جستجو پرداخت، دختري را پيدا کرد و به جوان معرفي کرد وگفت اين دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگي فراهم خواهد کرد.

جوان گفت: شنيده ام قد او کوتاه است.

پيرزن گفت: اتفاقا اين صفت بسيار خوبي است، زيرا لباس هاي خانم ارزان تر تمام مي شود.

جوان گفت: شنيده ام زبانش هم لکنت دارد.

پيرزن گفت: اين هم ديگر نعمتي است زيرا مي دانيد که عيب بزرگ زن ها پر حرفي است اما اين دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفي نمي کند و سرت را به درد نمي آورد.

جوان گفت: خانم همسايه گفته است که چشمش هم معيوب است.

پيرزن گفت: درست است ، اين هم يکي از خوشبختي هاست که کسي مزاحم آسايش شما نمي شود و به او طمع نمي برد.

جوان گفت: شنيده ام پايش هم مي لنگد و اين عيب بزرگي است.

پيرزن گفت: شما تجربه نداريد، نمي دانيد که اين صفت ، باعث مي شود که خانمتان کمتر از خانه بيرون برود و علاوه بر سالم ماندن، هر روز هم از خيابان گردي ، خرج برايت نمي تراشد.

جوان گفت: اين همه به کنار، ولي شنيده ام که عقل درستي هم ندارد.

پيرزن گفت: اي واي، شما مردها چقدر بهانه گير هستيد، پس يعني مي خواستي عروس به اين نازنيني، اين يک عيب کوچک را هم نداشته باشد ...

 

پ.ن:این مطلب فقط جنبه طنز دارد...



تاريخ : شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۲ | 16:45 | نویسنده : غضنفر ابراهیمی |

      ژاپنی‌ ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آب های اطراف ژاپن سال‌ هاست که ماهی تازه ندارد. بنابر این برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایق های ماهی گیری،بزرگتر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند.. ماهیگیران هر چه مسافت طولانی تری را طی می‌کردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می‌کشید.
 

موفقیت
      
اگر بازگشت بیش از چند روز طول می‌کشید ماهی ها، دیگر تازه نبودند و ژاپنی ها مزه این ماهی را دوست نداشتند.
      برای حل این مسئله،شرکت های ماهیگیری فریزرهایی در قایق هایشان تعبیه کردند.. آن ها ماهی ها را می‌گرفتند آن ها را روی دریا منجمد می‌کردند. فریزرها این امکان را برای قایق ها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند.
      اما ژاپنی ها مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می‌شدند و مزه ماهی یخ زده را دوست نداشتند. بنابر این شرکت های ماهیگیری مخزن هایی را در قایق ها کار گذاشتند و ماهی را در مخازن آب نگهداری می‌کردند. ماهی ها پس از کمی‌تقلا آرام می‌شدند و حرکت نمی‌کردند. آنها خسته و بی رمق ، اما زنده بودند.
      متاسفانه ژاپنی‌ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می‌دادند. زیرا ماهی ها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند. باز ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می‌دادند. پس شرکت های ماهیگیری به گونه ای باید این مسئله را حل می‌کردند.
آنها چطور می‌توانستند ماهی تازه بگیرند؟
اگر شما مشاور صنایع ماهیگیری بودید، چه پیشنهادی می‌دادید؟
پول زیاد!!!
      به محض اینکه شما به اهدافتان می‌رسید مثلاً «یافتن یک همراه فوق العاده خوب ، تاسیس یک شرکت موفق ، پرداخت بدهی هایتان یا هر چیز دیگر» ممکن است شور و احساساتتان را از دست بدهید و دیگر به سخت کار کردن تمایل نداشته باشید ، لذا سست می‌شوید.
      شما همین موضوع را در مورد برندگان بخت آزمائی که پولشان را به راحتی از دست می‌دهند، کسانی که ثروت زیادی برایشان به ارث می‌رسد و هرگز موفق نمی‌شوند و ملاکین و اجاره داران خسته ای که تسلیم مواد مخدر شده اند، شنیده و تجربه کرده اید.
این مسئله را رون هوبارد در اوایل سال های ۱۹۵۰دریافت:
” بشر تنها در مواجه با محیط چالش انگیز به صورت غریبی پیشرفت می‌کند ”
 

منافع و مزیتهای رقابت
      شما هر چه با هوش تر ، مصرتر و با کفایت تر باشید از حل یک مسئله بیشتر لذت می‌برید. اگر به اندازه کافی مبارزه کنید و اگر به طور پیوسته در چالش ها پیروز شوید ، خوشبخت و خوشحال خواهید بود.
چطور ژاپنی‌ها ماهی‌ها را تازه نگه می‌دارند؟
      برای نگه داشتن ماهی تازه شرکت های ماهیگیری ژاپن هنوز هم از مخازن نگهداری ماهی در قایق ها استفاده می‌کنند اما حالا آن ها یک کوسه کوچک به داخل هر مخزن می‌اندازند.
کوسه جندتایی ماهی می‌خورد اما بیشتر ماهی ها با وضعیتی بسیار سر زنده به مقصد می‌رسند. زیرا ماهی ها تلاش کردند.
توصیه :
-به جای دوری جستن از مشکلات به میان آن ها شیرجه بزنید.
-از بازی لذت ببرید.
-اگر مشکلات و تلاش هایتان بیش از حد بزرگ و بیشمار هستند تسلیم نشوید ، ضعف شما را خسته می‌کند به جای آن مشکل را تشخیص دهید.
-عزم بیشتر و دانش بیشتر داشته و کمک بیشتری دریافت کنید.
-اگر به اهدافتان دست یافتید ، اهداف بزرگتری را برای خود تعیین کنید .
-زمانی که نیازهای خود و خانواده تان را برطرف کردید برای حل اهداف گروه ، جامعه و حتی نوع بشر اقدام کنید.
-پس از کسب موفقیت آرام نگیرید ، شما مهارتهایی را دارید که می‌توانید با آن تغییرات و تفاوتهایی را در دنیا ایجاد کنید.
-در مخزن زندگیتان کوسه ای بیندازید و ببینید که واقعاً چقدر می‌توانید دورتر بروید شنا کنید.

 

منبع:مهندسی خلاق فروش



تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۰ | 23:56 | نویسنده : غضنفر ابراهیمی |

انا لله و انّا الیه راجعون

 


با تاثر شدید با خبر شدیم که دیروز طلبه فاضل و ارجمند مرحوم احمد اخلاقی قاری و حافظ ممتاز قرآن کریم بر اثر بیماری داعی حق را لبیک گفته است.
احمد اخلاقی یکی از قاریان و حافظان بسیار خوب کشور افغانستان بود که دارای صوتی زیبا و دلنشین بود. ترتیل زیبای او در هنگام اجرای برنامه های قرآنی هر شنونده ایی را مجذوب آیات الهی می نمود. ایشان در نوجوانی روی به تلاوت و حفظ قرآن نمود و موفّق شد قرآن کریم را در مدّت یک سال حفظ نماید.
وی از طلّاب ممتاز و همچنین در مقطع کارشناسی ارشد علوم قرآن مشغول به تحصیل بود. مرحوم اخلاقی از اعضای فعّال مجمع قاریان و حافظان افغانستان بود که تلاشهای خوبی را با این مجمع در اجرای برنامه های قرآنی داشت.
او اواخر عمر دچار عفونت ریه شده بود که متاسفانه دیروز در بیمارستان مسیح تهران در سن 26 سالگی جان به جان آفرین تسلیم نمود.
این ضایعه تاثر بار را به تمامی بازماندگان آن مرحوم و جامعه قرآنی افغانستان تسلیت عرض می نمائیم.

روحش شاد
 
 
 
 



تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۹ | 22:11 | نویسنده : غضنفر ابراهیمی |

ویندوز8.1.ز

همان‌طور که می‌دانید سیستم‌عامل ویندوز در ویرایش‌های متعددی منتشر می‌شود. برای مثال ویندوز ۷ ویرایش‌های مختلفی اعم از Starter, Home Basic, Home Premium, Professional, Enterprise, Ultimate دارد که برخی آنها نیز به‌طور مجزا در ویرایش‌های خاص سری N و KN عرضه می‌شود.

به گزارش سافت‌گذر به نقل از فناوری اطلاعات ایران؛ ویندوز ۸ و در ادامه آن ویندوز ۸٫۱ نیز از همین روند پیروی کرده و در چند ویرایش مختلف در اختیار کاربران قرار گرفته است، اما این ویرایش ها کمی با نسخه های قبلی متفاوت است و اولین تفاوت در تعداد آنهاست.

آیا می دانید ویندوز ۸٫۱ در چند ویرایش در اختیار کاربران قرار گرفته است و هریک از این ویرایش ها چه مزایایی نسبت به دیگران دارد و کدام ویرایش برای انجام کارهای شما بهتر است؟

Windows 8/1

عمومی ترین نسخه و همچنین نسخه پایه از ویندوز ۸٫۱ در دو نسخه ۳۲ و ۶۴ بیت عرضه شده است. این نسخه امکانات مورد نیاز برای کاربران خانگی اعم از صفحه شروع، کاشی های زنده، فروشگاه ویندوز، اینترنت اکسپلورر ۱۰، کاربری مایکروسافت و محیط دسکتاپ را در خود جای داده است.

Windows 8/1 Pro

این نسخه را می توانیم با ویندوز ۷ نسخه Professional و Ultimate در یک ردیف قرار دهیم. نسخه Pro برای کاربران حرفه ای (طرفداران ویندوز) و کاربران تجاری طراحی شده است و همه امکانات در نظر گرفته شده در ویندوز ۸٫۱ در این نسخه در اختیار کاربران قرار می گیرد.

دسترسی از راه دور توسط Remote Desktop، سیستم رمزنگاری فایل ها، هارد دیسک مجازی و BitLocker برخی امکاناتی است که در این نسخه در اختیار شما قرار می گیرد. ابزار Windows Media Center نیز برای کاربران این نسخه از ویندوز به صورت بسته ای جداگانه عرضه شده و قابل استفاده است.

Windows 8/1 Enterprise

نسخه سازمانی ویندوز ۸٫۱ یا همان Enterprise تمامی امکانات نسخه حرفه ای(Pro) را در خود جای داده است، با این تفاوت که از Windows Media Centerپشتیبانی نمی کند. نسخه سازمانی در اختیار مشتریان تضمین شده همچون MSDN (شبکه توسعه دهندگان مایکروسافت) و مشترکان Technet قرار می گیرد.

Windows 8/1 RT

دوستداران سیستم عامل ویندوز که قصد دارند تبلت را جایگزین رایانه رومیزی یا لپ تاپ کنند، می توانند از این نسخه کمک بگیرند. ویندوز ۸٫۱ ویرایش آر .تی برای دستگاه های مجهز به پردازنده ARM طراحی شده است که امروزه در بسیاری از تبلت ها یافت می شود.

این نسخه از سیستم عامل ویندوز ۸٫۱ برای دستگاه های لمسی بهینه سازی شده است و نسخه پایه مجموعه آفیس شامل Word Excel PowerPoint و OneNote روی آن وجود دارد. ویندوز آر. تی امکانات کمتری نسبت به ویندوز ۸٫۱ داشته و قادر به اجرای برنامه های دسکتاپی ویندوز نیست، اما قابلیت اجرای بسیاری از برنامه های محیط مترو را که روی ویندوز ۸٫۱ اجرا می شود، دارد.

توجه: ویندوز ۸٫۱ برخلاف ویندوزهای ویستا و ۷، ویرایش دیگری اعم از Starter Home Basic Home Premium و Ultimate ندارد.

گاهی اوقات همراه با نام ویرایش های مختلف ویندوز ۸٫۱ پسوند N نیز وجود دارد. این نسخه ها مربوط به بازارهای اروپا بوده و تفاوت آنها با ویرایش فاقد پسوند N، نداشتن نرم افزار Windows Media Player همراه با ویندوز است.

به عنوان مثال Windows 8/1 Pro N کاملا مشابه Windows ۸/۱ Pro است، اما نرم افزار Windows Media Player را همراه ندارد.

توصیه کلیک

همان طور که اشاره کردیم ویندوز ۸٫۱ برخلاف ویندوزهای ویستا و ۷ در ویرایش های زیادی منتشر نشده و این نوع انتشار موجب شده است تا کاربران خیلی راحت تر نسخه موردنظر خود را یافته و به استفاده از آن بپردازند.

باتوجه به این که در ایران نیز کاربران امکان تهیه نسخه های اورجینال را ندارند و نسخه های کپی این سیستم عامل را به قیمت های بسیار پایین تهیه می کنند، اگر رایانه شما از حداقل امکانات سخت افزاری برای نصب ویندوز ۸٫۱ برخوردار است و می خواهید همه امکانات ویندوز در اختیار تان قرار بگیرد، پیشنهاد می کنیم از نسخه Pro کمک بگیرید.

این نسخه برای کاربران عادی و حتی حرفه ای بسیار مناسب بوده و بجز موارد اندکی که نسخه سازمانی ویندوز موردنیاز است، می توانید با نصب این نسخه روی رایانه خود در منزل یا محل کار به اجرای فعالیت های روزمره بپردازید.

 

منبع:سافت گذر



تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۸ | 22:2 | نویسنده : غضنفر ابراهیمی |

      بارها و بارها کشورهای غربی را به‌خاطر مشی نژادپرستانه‌شان مورد نقد قرار داده‌ایم؛ اما آیا مرام ما با اتباع بیگانه به‌خصوص افغان‌ها چیزی غیر از نژادپرستی است؟

      پیگیر نوشتن یادداشتی درباره میزان فراگیری جرایم در میان اتباع بیگانه بودم که این سخنان دردآور محمدکاظم کاظمی، شاعر توانمند افغانی در یکی از خبرگزاری‌ها به چشمم خورد: « ما مردم افغان که صدایمان کمتر شنیده شده است، داغ و دردی زنده در دل داریم که آیا می‌شود روزگاری بیاید که مردم ایران درباره ما تصویر مثبتی داشته باشند» قصه، قصه دیروز و امروز نیست. سال‌های زیادی است که انگشت اتهام ما به سوی اتباع بیگانه‌ای است که از ویرانی، جنگ و نابسامانی کشورشان به ایران پناه آورده‌اند. تصور خیلی از ما این است که بسیاری از این آدم‌ها، مجرمان بالقوه‌ای هستند که اگر لنگ لقمه نانی باشند، خیلی راحت‌تر از ما ایرانی‌ها دست کج می‌کنند.

      بارها و بارها کشورهای غربی را به‌خاطر مشی نژادپرستانه‌شان مورد نقد قرار داده‌ایم؛ اما آیا مرام ما با اتباع بیگانه به‌خصوص افغان‌ها چیزی غیر از نژادپرستی است؟ آیا آن‌ها چیزی جز شهروند درجه دوم و سوم‌اند، وقتی که ناسزای نوجوان و جوان ایرانی، نام آن‌هاست؟ آیا رسانه‌های ما انصاف را درباره آن‌ها رعایت می‌کنند تا اگر سرقتی کردند یا مرتکب قتلی شدند، به پای همه اتباع بیگانه نوشته نشود، همان‌طور‌که جرم هر ایرانی را به پای خودش می‌نویسند.

      همیشه بدون هیچ اثباتی و فقط به این دلیل که رسانه‌ها، مانور بیشتری روی جرایم اتباع بیگانه می‌دهند، تصورمان این است که اتباع بیگانه آدم‌هایی مجرم‌اند. اما جالب است که بنا بر آخرین سرشماری نفوس و مسکن کشور در سال‌90، تعداد اتباع خارجی حاضر در ایران یک‌میلیون و 688 هزار و 195 نفر یعنی چیزی حدود 2.2درصد جمعیت 75میلیونی کشور است. اما با وجود این تعداد زندانیان اتباع بیگانه، در حدود شش هزار نفر از مجموع حدود 228 هزار زندانی کیفری در زندان‌های کشور است. حدود 2.1درصد جمعیت زندان‌ها. یعنی دست بالا که بگیریم، اتباع بیگانه با وجود همه کاستی‌ها و نقصان‌هایی که در اثر زندگی در غربت نصیبشان شده است، هم اندازه ما ایرانیان مرتکب جرم می‌شوند. البته باید این سوال را از خودمان هم بپرسیم که ما برای آن‌ها چه کرده‌ایم تا جرایم آن‌ها از این هم کمتر شود؟ چه کرده‌ایم که همسر و فرزند ایرانی‌شان را به امان خدا رها نکنند؟ دل آن‌ها باید به پیشرفت شغلی‌شان گرم باشد یا نوع برخوردی که ما با آن‌ها داریم؟ و …

      غرض این نوشتار، دفاع از اتباع بیگانه و دفاع از ماندن آن‌ها در ایران نیست که اگر روزی مسئولان به این نتیجه برسند که اتباع بیگانه باید بروند، جایی برای سخن باقی نمی‌ماند. غرض این است که فراموش نکنیم که افغان‌ها در طول این همه سالی که در ایران بوده‌اند، کم برکت برای ما نداشته‌اند. از شاعران و نخبگانشان که با وجود شرایطی که در بسیاری از کشورهای دیگر برایشان فراهم است، سختی زندگی در ایران را به آن کشورها ترجیح می‌دهند، بگیرید تا کارگرانی که در طول این سال‌ها، بارمان بر دوش آن‌ها بوده است. به قول محمد‌کاظم کاظمی: «‌امیدوارم نگاهی که درباره شاعران افغان وجود دارد، درباره کارگران این کشور نیز وجود داشته باشد.»

مسعود نبی دوست

یادداشت:

1. در اکثر سایتهای مختلف ایرانی دیده میشود که جرمهایی که مهاجرین افغان درایران مرتکب میشوند بارها با اب و تاب فراوان در پستهای خود می نویسند و گاهأ اینطور القا میکنند که همه مهاجرین افغانی قاچاقچی و جنایت کار هستند. حال این سوال پیش می اید که واقعا اینطوراست یا نه؟با استناد به سایتهای معتبر ایرانی اثبات میشود که این طور نیست به نقل از خبرگزاری تابناک ( www.tabnak.ir/fa/news/260412/افغانیها-بیشترین-زندانیان-خارجی)آمار مهاجرین زندانی در ایران5000نفر (در سال2012)هستند،

اگر ما تعداد کل مهاجرین را 3میلیون نفر در نظر بگیریم با یک تناسب ساده میشود(16دهم درصد)

یعنی 16دهم درصد از اتباع افغانستان (در سال 2012)در زندان ها هستند.

و باز طبق گفته همان سایت(www.tabnak.ir/fa/news/301963/رتبه-هشتم-ایران-در-تعداد-زندانیان ) تعداد زندانیان ایرانی حدودا 250هزارنفر (در سال2011) بیان شده است.که از کل جمعیت77میلیونی ایران میشود(32دهم درصد).

که می توان نتیجه گرفت که مجرمان ایرانی به تناسب جمعیت دو برابر مجرمان افغانی هستند.و به خاطر جو اجتماع جرمهای مهاجرین بزرگنمایی میشوند.

2. در حال حاضر اکثر کشور ها از واژه "بیگانه" استفاده نمی کنند ولی متاسفانه در ایران هنوز در اکثر مطبوعات از این واژه استفاده می شود.

 

منبع:اخبار مهاجرین



تاريخ : جمعه ۱۳۹۲/۱۱/۰۴ | 23:25 | نویسنده : غضنفر ابراهیمی |

1. هميشه در رديف هاي جلو بنشينيد.
2. نگاه كردن به چشمان ديگران را تمرين كنيد.
عدم نگاه به ديگران 2معنا دارد:
الف: احساس گناه در برابر او
ب: احساس ضعف وناتواني در برابر او...

3. سرعت راه رفتنتان را 25%تندتر كنيد.حركات بدن نتيجه واكنش ذهن است. آدمهاي با اعتماد به نفس راه رفتنشان كمي شبيه به دويدن است,انگار به جاي مهمي مي روندو يا كار مهمي دارند.اين تكنيك را بكار ببريدتا نگرش محيط خارجي نسبت به شما تغيير كند.
4.  بلند وجدي حرف بزنيد.
5. هنگام دست دادن جدي باشيد.
6. در جمع نظر بدهيد.
7.خندان باشيد.لبخند شما بهترين دارو براي كمبود اعتماد به نفس است.
توصيه هاي ديگر:
1.
سعي كنيد هميشه بهترين لباسها را بپوشيد.
2. در هر مكالمه تلفني خود را معرفي كنيد.
3. در برابر هر كاري كه برايتان انجام مي دهند لفظ متشكرم را بكار ببريد.
4. مقتدرانه,افراشته و با گامهاي بلند و تند راه برويد.
5. هيچگاه خود را با ديگران مقايسه نكنيد.
6. هميشه با زبان مثبت با ديگران هم صحبت شويد.

منبع:مهندسی خلاق فروش



تاريخ : جمعه ۱۳۹۲/۱۱/۰۴ | 22:10 | نویسنده : غضنفر ابراهیمی |

آپلود سنتر عکس و فایل آپ سرا

این عکس رو امروز غروب با گوشی گرفتم،نظرتون چیه در موردش؟



تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۳ | 22:9 | نویسنده : غضنفر ابراهیمی |

دو گدا در خیابانی نزدیک واتیکان کنار هم نشسته بودند.
یکی صلیب گذاشته بود و دیگری الله... مردم زیادی که از آنجا رد می شدند،به هر دو نگاه می کردند و فقط در کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول می‌انداختند.
کشیشی از آنجا می گذشت،مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که صلیب دارد پول می دهند و هیچ کس به گدای پشت الله چیزی نمی دهد.
رفت جلو و گفت: رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا مرکز مذهب کاتولیک است.
طبیعی‌ست مردم به تو که الله گذاشتی پول نمی دهند، به خصوص که درست نشستی کنار یه گدای دیگری که صلیب دارد.
در واقع از روی لجبازی هم که باشد مردم به اون یکی پول میدهند نه تو.
گدای پشت الله بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و گفت: هی اسدالله! نگاه کن کی اومده به ما بازاریابی یاد بده!!!



تاريخ : شنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۸ | 23:42 | نویسنده : غضنفر ابراهیمی |
  • هاست
  • لوک پستیو